Showing posts with label WCP/LORCA. Show all posts
Showing posts with label WCP/LORCA. Show all posts

Thursday, January 29, 2015

WCP:LORCA

لورکا 
دختر ناز به چیدن زیتون هاست 
در احاطه ی بُرجِ بادْانداز!
چهار سوار بر یابوهای آندلسی گُذشتند،
جامه هاشان آبیُ سبز
وَ شولای سیاه شان بُلند...
«ـ دخترک! بیا به کوردُبا!»
دختر اعتنایی نمی کند.
سه گاوبازِ جوانِ باریکْ اندام
با جامه های نارنجی گُذشتند،
شمشیرهای شان از نُقره ی عتیق...
«ـ دخترک! بیا به سویل!»
دختر اعتنایی نمی کند.
وقتی غروب ارغوانی شُد
از نورهای پراکنده جوانی گُذشت،
با آسِ ماهُ گُل های سُرخ...
«ـ دخترک! بیا به غرناطه!»
وَ دختر اعتنایی نمی کند.
دخترِ ناز همْچنان به چیدنِ زیتون هاست
وَ باد بازوانِ دودیِ خود را
بَر کمرگاهش حلقه می کند!
__ فدریکو گارسیا لورکا __

Tuesday, September 2, 2014

WCP:LORCA

ای
فریاد
در باد
سایه‌ی سروی به جای می‌گذارد.

بگذارید در این کشتزار
گریه کنم.

در این جهان همه چیزی در هم شکسته
به جز خاموشی هیچ باقی نمانده است.

بگذارید در این کشتزار
گریه کنم.

افق بی‌روشنایی را
جرقه‌ها به دندان گزیده است.

[به شما گفتم، بگذارید
در این کشتزار گریه کنم.]

فدریکو گارسیا لورکا / ترجمه احمد شاملو .